راسخون: مجسمه ابوسعید ابوالخیر، سيزدهمين مجسمه‌اي است که در سرقت زنجیره ای مجسمه های تهران از چشم سارقان مخفی نماند.
عجب حکایتی شده، اگر کلاهمان را محکم نگیریم با این روندی که سارقان پیش گرفتند احتمالا به کلاه ما هم رحم نخواهند کرد، شاید بد نباشد تدبیر جدی تری اندیشیده شود، آخر دزدان فقط مجسمه که به سرقت نمی برند، آن ها دارند با هنر و هنرمندان شوخی می کنند، و این شوخی احتمالا پیامدهای خوشایندی هم نخواهد داشت.
و اما بدانید از لیست مجسمه های سرقتی، با مجسمه ستارخان واقع در خيابان ستارخان که اثر شهريار ضرابي بود شروع شد و بعد از آن باقرخان واقع در خيابان شهرآرا اثر شهريار ضرابي، صنيع‌ خاتم واقع در پارك ملت اثر حميد شانس، دو مجسمه در خانه هنرمندان ايران از آثار محمد مددي و فاطمه امداديان، استاد شهرياردر مقابل تئاتر شهر اثر علي قهاري، دو مجسمه شريعتي در پارك شريعتي اثر حميد شانس و مادر و فرزند اثر هژبر ابراهيمي واقع در شهرك غرب و مجسمه ابن سينا و دادامان غزل خداحافظی را سرودند و حسرت دیدن دوباره شان را بر دل هامان گذاشتند. انگار که دزدان با نیت پاک سازی تهران از مجسمه های برنزی بد هم می تازند، ولی به قول معروف شاهنامه اخرش خوش است و باز به قول ابوسعید ابوالخیر،
ديشب که دلم ز تاب هجران مي‌سوخت اشکم همه در ديده گريان مي‌سوخت
مي‌سوختم آن چنان که غير از دل تو بر من دل کافر و مسلمان مي‌سوخت
/1006
/1002

جذب خبرنگار افتخاري